تبليغاتX
گفتارهای انتقادی - حركت‌هاي‌ اسلامي‌ معاصر در گفتگو با استاد سید هادی خسروشاهي

گفتارهای انتقادی

نقدهایی که یک دانشجوی مسلمان از آنها استقبال می کند و در صدد نشر آن بر می آید

حركت‌هاي‌ اسلامي‌ معاصر در گفتگو با استاد سید هادی خسروشاهي

اين گفتگو را « نورالدين شيرين»، دبير سياسي هفته نامه «اسلام » چاپ استانبول، با حجة الاسلام و المسلمين آقاي خسروشاهي انجام داده و نخست در تاريخ 25 اوت 1996 م ـ 4/6/75 ـ به زبان تركي در آن هفته نامه منتشر شده است ... و اكنون جهت اطلاع علاقمندان ترجمه فارسي آن در مجله درج مي گردد « تاريخ و فرهنگ معاصر » .

**نورالدين‌ شيرين‌: جناب‌ آقاي‌ خسروشاهي‌ بر اساس‌ تخصص‌ جنابعالي‌، بحث‌ خود را از « حركتهاي‌ اسلامي‌ در جهان‌ معاصر » آغاز مي‌نماييم‌.بيداري‌، پايداري‌ و مقاومت‌ در جهان‌ اسلام‌ را، كه‌ تحت‌ عنوان‌ « حركتهاي‌ اسلامي‌ » از آن‌ تعبير مي‌شود، چگونه‌ ارزيابي‌ مي‌كنيد؟

پاسخ‌: نكته‌اي‌ كه‌ در آغاز سخن‌ لازم‌ است‌ به‌ آن‌ اشاره‌ نمايم‌ اينست‌ كه‌ حركتهاي‌ اسلامي‌ در جهان‌ معاصر از يك‌ تاريخ‌صد و پنجاه‌ ساله‌ برخوردار مي‌باشد. آغازگر اين‌ مبارزات‌ سيد جمال‌ الدين‌ اسدآبادي‌ بود كه‌ به‌ نام‌ « افغاني‌ » در تاريخ‌معاصر مشهور است‌. در آن‌ زمان‌ جهان‌ اسلام‌ تحت‌ اشغال‌ نيروهاي‌ استعمارگر قرار داشت‌. سيد جمال‌ الدين‌اسدآبادي‌ در مقابله‌ با استعمار كشورهاي‌ مسلمان‌، يك‌ نبرد و مبارزه‌ فكري‌ و سياسي‌ را آغاز كرد. وي‌ در دانشگاه‌الازهر مصر شروع‌ به‌ تدريس‌ نمود و شخصيت‌ والايي‌ چون‌ شيخ‌ محمد عبده‌ را تربيت‌ كرد. در ايران‌ نيز مبارزات‌ خود را عليه‌ استبداد پادشاهي‌ آغاز كرد. در اين‌ هنگام‌ حركت‌ مشروطه‌ در ايران‌ در حال‌ پيدايش‌ بود. فعاليتهاي‌ سيدجمال‌تنها در ابعاد مذكور خلاصه‌ نمي‌شد بلكه‌ وي‌ براي‌ آگاهي‌ افكار عمومي‌ جهانيان‌ از اوضاع‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ و ظلم‌ وستمي‌ كه‌ بر اين‌ كشورها حاكم‌ بود و براي‌ مبارزه‌ با استعمارگران‌، به‌ انتشار دو مجله‌ در دو پايتخت‌ مهم‌ اروپايي‌ اقدام‌نمود. يكي‌ از آن‌ مجلات‌ بنام‌ « عروة‌الوثقي‌ » در پاريس‌ و بعدها مجله‌ ديگري‌ بنام‌ « ضياءالخافقين‌ » يعني‌ نور دو عالم ‌در لندن‌ منتشر گرديد.
در اين‌ دو مجله‌ سعي‌ مي‌نمود كه‌ علل‌ اصلي‌ درگيري‌ و روياروئي‌ مسلمانان‌ با يكديگر و راه‌حلهاي‌ اين‌ مشكل‌ عمده‌جهان‌ اسلام‌ را مورد تجزيه‌ و تحليل‌ عالمانه‌ قرار دهد.
بنظر سيد جمال‌الدين‌ اسدآبادي‌ در كشورهاي‌ اسلامي‌ حكومتهاي‌ ظالم‌ و ستمگر حاكم‌ بودند و نيروهاي‌ خارجي‌ ودول‌ امپرياليستي‌ هم‌ از آنان‌ حمايت‌ مي‌كردند.
از سوي‌ ديگر، جوامع‌ اسلامي‌ در خواب‌ غفلت‌ بسر مي‌بردند و در زمينه‌ مبارزه‌ با قدرتهاي‌ خارجي‌ و حكومتهاي‌ ظالم ‌حاكم‌ بر سرزمينهاي‌ اسلامي‌ هيچگونه‌ تحركي‌ از خود نشان‌ نمي‌دادند.
در چنين‌ شرايط‌ و اوضاعي‌، مي‌بايست‌ ابتدا جوامع‌ مسلمان‌ را از خواب‌ غفلت‌ بيدار كرد و براي‌ اين‌ كار مي‌بايستي‌برنامه‌ خاص‌ و ويژه‌اي‌ طرح‌ ريزي‌ نمود و سيد جمال‌ چنين‌ حركتي‌ را در جوامع‌ مسلمان‌ آغاز كرد.
لازمه‌ انجام‌ چنين‌ حركتهايي‌ در جوامع‌ اسلامي‌ نخست‌ پرورش‌ متفكرين‌ و علماي‌ صاحب‌ نفوذ و مبارز بود. سيدجمال‌ الدين‌ اسد آبادي‌ موفق‌ به‌ اجراي‌ چنين‌ برنامه‌اي‌ شد. گرچه‌ نتايج‌ درخشان‌ چنين‌ اقدامات‌ مهمي‌ را خود شاهدنبود. ولي‌ در جهان‌ معاصر هركجا كه‌ حركت‌ اسلامي‌ وجود داشته‌ باشد، بدون‌ شك‌ متأثر از افكار و اقدامات‌ سيدجمال‌ الدين‌ مي‌باشد. شهيد شيخ‌ حسن‌ البناء در خاطرات‌ خود كه‌ منتشر شده‌، در اين‌ خصوص‌ مي‌گويد: « راه‌ ما راه ‌اصلاح‌ و انقلاب‌ است‌ كه‌ جمال‌ الدين‌ افغاني‌ و عبده‌ پرچمداران‌ اين‌ راه‌ مي‌باشند. »
حركت‌ علماي‌ ايران‌ در عصر مشروطه‌ نيز تحت ‌تأثير افكار سيد جمال‌الدين‌ بوده‌. در الجزاير حركت‌ شيخ‌بن‌ باديس‌ ازثمرات‌ مبارزات‌ شيخ‌ محمد عبده‌ ـ شاگرد سيد جمال‌الدين‌ ـ مي‌باشد.
جاي‌ بسي‌ تأسف‌ است‌ كه‌ رژيم‌هاي‌ وابسته‌ و دست‌ نشانده‌ امپرياليزم‌ در كشورهاي‌ اسلامي‌ جلوي‌ قدرتمندي‌ و توسعه‌ اين‌ حركتهاي‌ اسلامي‌ را سد كردند. با توسل‌ به‌ فشار، ترور و توطئه‌ حركتهاي‌ اسلامي‌ را سركوب‌ نمودند.
در سال‌ 1928 ميلادي‌ امام‌ حسن‌البناء حركت‌ اخوان‌ المسلمين‌ را در مصر تأسيس‌ نمود. اين‌ حركت‌ و جنبش‌ اسلامي‌علاوه‌ بر مصر در ساير كشورهاي‌ اسلامي‌ از جمله‌ مغرب‌ عربي‌ و ساير كشورهاي‌ عربي‌ منطقه‌ نفوذ نمود. حسن‌ البناء در سن‌ 44 سالگي‌ توسط‌ مزدوران‌ شاه‌ فاروق‌ شهيد شد. دشمنان‌ براي‌ توقف‌ حركتهاي‌ اسلامي‌ در ساير كشورهاي‌مسلمان‌ نيز تلاش‌هاي‌ زيادي‌ بخرج‌ دادند.
بطور خلاصه‌، در آن‌ زمان‌، ما با دو جريان‌ متضاد در كشورهاي‌ اسلامي‌ روبرو بوديم‌: از يك‌ طرف‌، رشد حركتهاي‌اسلامي‌ به‌ رهبري‌ علما و روحانيت‌ و از سوي‌ ديگر، اتفاق‌ رژيمهاي‌ (دست نشانده‌) در هد ف‌ نابودي‌ اين‌ حركتها...
البته‌ منظور من‌ از عالم‌ (روحاني‌) در اين‌ بحث‌ كسي‌ نيست‌ كه‌ حتماً در حوزه‌ علوم‌ ديني‌ تحصيل‌ كرده‌ باشد. به‌ عنوان‌مثال‌ حسن‌البناء و مولانا ابو الاعلاء المودودي‌ علمائي‌ نبودند كه‌ در حوزه‌ تحصيل‌ و يا تدريس‌ كنند. ولي‌ يك‌ حركت ‌ديني‌ و روحاني‌ را پايه‌ گذاري‌ نمودند. به‌ علاوه‌، آثار بسيار ارزنده‌ اسلامي‌ از جمله‌ تفسير نيز از آنان‌ بر جاي‌ مانده ‌است‌. بنظر من‌ صفت‌ عالم‌ و روحاني‌ تنها مختص‌ كساني‌ نيست‌ كه‌ در حوزه‌هاي‌ علميه‌ نجف‌ و قم‌ و الازهر تحصيل‌ كرده‌ باشند.
دشمنان‌ نيز براي‌ از بين ‌بردن‌ حركت‌ علما و روحانيت‌، تهمتهاي‌ ناروائي‌ را عليه‌ آغازگران‌ حركت‌، بويژه‌ سيد جمال ‌الدين‌ افغاني‌ كه‌ بارزترين‌ چهره‌ حركتهاي‌ اسلامي‌ محسوب‌ مي‌شود، مطرح‌ نمودند. به‌ عنوان‌ مثال‌ گفتند افغاني‌مسلمان‌ نيست‌! يا او رافضي‌ و وهابي‌ است‌؟ حتي‌ او را به‌ عضويت‌ در شبكه‌ فراماسونري‌ نيز متهم‌ كردند... معنا ومفهوم‌ تمامي‌ اين‌ اتهامات‌ اينست‌ كه‌ به‌ افكار عمومي‌ جهان‌ اينگونه‌ القاء نمايند كه‌ حركتهايي‌ كه‌ رهبرش‌ چنين ‌ويژگيهاي‌ منفي‌ داشته‌ باشد، خود حركت‌ نيز زير سؤال‌ است‌! ولي‌ ما همه‌ مي‌دانيم‌ كه‌ كليه‌ اين‌ اقدامات‌ جهت‌ نابودي‌حركتهاي‌ اسلامي‌ است‌. آنان‌ حتي‌ براي‌ از بين‌ بردن‌ حركتهاي‌ اسلامي‌ به‌ ترور فيزيكي‌ و جنگ‌ رواني‌ هم‌ متوسل‌ شده‌اند.

** در حال‌ حاضر نيز براي‌ تحت‌ تأثير قرار دادن‌ و نابودي‌ حركتهاي‌ اسلامي‌، به‌ آنان‌ اتهام‌ تروريست‌ و بنيادگرا وارد مي‌كنند و همانگونه‌ كه‌ شمااشاره‌ نموديد حتي‌ با انجام‌ ترورهاي‌ فيزيكي‌ افرادي‌ از قبيل‌ محمد باقر صدرها، عارف‌ حسيني‌ها، عباس‌ موسوي‌ها و فتحي‌ شقاقي‌ها را شهيد نموده‌اند...

پاسخ‌: بلي‌، پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ و رشد مجدد جنبشها و حركتهاي‌ اسلامي‌ در سراسر جهان‌، اين‌ دفعه‌ امپرياليستها اتهام‌ جديدي‌ را عليه‌ اين‌ نوع‌ حركتها مطرح‌ كردند و آنها را به‌ تروريست‌ و بنيادگرابودن‌ متهم‌ نمودند. ولي‌حقيقت‌ امر اينست‌ كه‌ اصولا حركتهاي‌ بنيادگرا در اديان‌ مسيحي‌ و يهودي‌ وجود دارد و در اسلام‌ چنين‌ حركتهايي‌وجود ندارد. در اسلام‌ « حركتهاي‌ سلفي‌ » يعني‌ اعتقاد به‌ بازگشت‌ و رجعت‌ به‌ سلف‌ صالح‌، وجود دارد. اين‌ نوع‌حركتها هم‌ در جهان‌ اهل‌ سنت‌ و هم‌ در جهان‌ تشيع‌ وجود دارد. ما همه‌ سلفي‌ هستيم‌ يعني‌ « قصد بازگشت‌ به‌خويشتن‌ » را داريم‌. دكتر شريعتي‌ نيز كتابي‌ با همين‌ عنوان‌ دارد. ما مي‌خواهيم‌ به‌ اصل‌ خويش‌ برگرديم‌. مي‌خواهيم‌ به‌سنتهاي‌ ( اصيل‌ اسلامي‌ ) خود برگرديم‌ و ثابت‌ كنيم‌ كه‌ دنياي‌ اسلام‌ با جهان‌ غرب‌ متفاوت‌ است‌.
امپرياليزم‌ و صهيونيزم‌ و رسانه‌هاي‌ گروهي‌ وابسته‌ به‌ آنان‌ به‌ اين‌ بازگشت‌ به‌ خويشتن‌ يا سلفي‌گري‌، نام‌ تروريسم‌نهاده‌اند! به‌ عنوان‌ مثال‌، آنها مبارزات‌ و مقاومت‌ مردم‌ مسلمان‌ فلسطين‌ (با صهيونيستهاي‌ اشغالگر) براي‌ آزادي‌ سرزمينهاي‌ تحت‌ اشغال‌ و بيت‌المقدس‌ را تروريسم‌ مي‌نامند.

** همانگونه‌ كه‌ استحضار داريد حركتهاي‌ اسلامي‌ با مشكل‌ متد و شيوه‌ روبرو هستند. به‌ عنوان‌ مثال‌ متد انقلابي‌، متد اصلاح‌طلب‌، متدسازشكارانه‌ و متد دمكراتيك‌ از جمله‌ متدهايي‌ است‌ كه‌ از سوي‌ صاحبنظران‌ مطرح‌ مي‌شود. اين‌ مباحث‌ را چگونه‌ ارزيابي‌ مي‌كنيد؟ به‌ عبارت‌ديگر، به‌ نظر جنابعالي‌ متد و شيوه‌ (مبارزاتي‌) يك‌ حركت‌ اسلامي‌ چگونه‌ بايد باشد؟

پاسخ‌: بدون‌ شك‌ هر نهضت‌ و حركت‌ اسلامي‌ بايد داراي‌ استراتژي‌ و برنامه‌ باشد. اين‌ برنامه‌ نيز بستگي‌ به‌ شرايط‌اجتماعي‌ و سياسي‌ جامعه‌اي‌ دارد كه‌ حركت‌ در آن‌ آغاز شده‌ است‌. شرايط‌ در مناطق‌ و كشورهاي‌ مختلف‌، متفاوت‌است‌. به‌ عنوان‌ نمونه‌، رهبري‌ چون‌ امام‌ خميني‌ (ره‌) در هر جايي‌ امكان‌ رشدش‌ وجود ندارد. در اين‌ ميان‌، شهيدحسن‌البناء جزو استثناها است‌. زيرا كه‌ وي‌ از لحاظ‌ عرفان‌، معنويت‌ و ويژگي‌ كاريزمائي‌، شخصيتي‌ همانند امام‌خميني‌ (ره‌) است‌ و در اين‌ زمينه‌ها به‌ وي‌ شباهت‌ بسياري‌ دارد. وليكن‌، در ساير كشورها چنين‌ انسانهاي‌ والائي‌ كه‌خصوصيات‌ آنها را داشته‌ باشند وجود ندارند.
همانگونه‌ كه‌ شخصيتي‌ همانند امام‌ خميني‌ (ره‌) در هيچ‌ كشوري‌ يافت‌ نمي‌شود، در هيچ‌ كشور ديگري‌ شرايط‌ وزمينه‌هاي‌ وقوع‌ انقلاب‌ اسلامي‌ همانند آنچه‌ در ايران‌ انجام‌ شد نيز وجود ندارد. در ساير كشورها با توجه‌ به‌ شرايط‌حاكم‌ بر آن‌ كشور، و حتي‌ از طريق‌ انتخابات‌ دمكراتيك‌ مي‌توان‌ به‌ مقصود رسيد.
برخي‌ از جوانان‌ به‌ مسلماناني‌ كه‌ در بعضي‌ از كشورها از طريق‌ انتخابات‌ مبارزه‌ مي‌كنند، اعتراض‌ مي‌نمايند و اتهامات ‌ناروائي‌ را عليه‌ آنان‌ مطرح‌ مي‌كنند. گاهي‌ بقدري‌ در اين‌ زمينه‌ افراط‌ مي‌شود كه‌ حد ندارد! به‌ عنوان‌ مثال‌: در الجزايريكي‌ از گروههاي‌ مسلح‌ به‌ جبهه‌ نجات‌ اسلامي‌ و به‌ برخي‌ از رهبران‌ اين‌ جبهه‌ از جمله‌ مرحوم‌ محمدسعيد وشخصيتهاي‌ مهم‌ ديگر اين‌ جبهه‌ اعتراض‌ كرد كه‌ « چرا در انتخابات‌ يك‌ رژيم‌ طاغوتي‌ شركت‌ مي‌كنيد؟ » و در همين‌ رابطه‌ به‌ قتل‌ آنها فتوي‌ داد و متأسفانه‌ بعضي‌ها را هم‌ به‌ شهادت‌ رساند!
البته‌ رژيم‌ الجزاير طاغوتي‌ است‌ و هيچ‌ شكي‌ در آن‌ نيست‌ و مسلمانان‌ آن‌ سامان‌ مي‌خواهند حق‌ و حقوق‌ خود را ازاين‌ طريق‌ اعاده‌ نمايند. راه‌ ديگري‌ هم‌ وجود ندارد. شرايط‌ آن‌ كشور چنين‌ اقتضاء مي‌كند. استراتژيها و هدف‌ در هركشور و در هر زمان‌ منحصر به‌ همان‌ كشور و همان‌ زمان‌ است‌. و همة‌ اين‌ راهها، براي‌ برقراري‌ حاكميت‌ اسلام‌ و اجراي‌شريعت‌ حضرت‌ محمد (ص‌) است‌.

** از صحبتهاي‌ شما اينگونه‌ استنباط‌ مي‌شود كه‌ با توجه‌ به‌ شرايط‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ جوامع‌ مسلمان‌ و شرايطي‌ كه‌ مسلمانان‌ در آن‌ قرار دارندشكل‌ مبارزات‌ با يكديگر متفاوت‌ خواهد بود و مفهوم‌ اين‌ جمله‌ يعني‌ شركت‌ در انتخابات‌ دمكراتيك‌ كه‌ در اكثر كشورها برگزار مي‌شود. وليكن‌ شركت‌در اين‌ انتخابات‌ و پس‌ از انتخاب‌ براي‌ شروع‌ رسمي‌ نمايندگي‌ پارلمان‌ مي‌بايست‌ نماينده‌ انتخابي‌ به‌ الفاظ‌ كفرآميزي‌ كه‌ اصول‌ اصلي‌ آن‌ رژيم‌طاغوتي‌ بشمار مي‌رود قسم‌ بخورد و اين‌ موضوع‌ از نظر شرعي‌ جائز نمي‌باشد. اين‌ ديدگاه‌ را چگونه‌ تحليل‌ مي‌كنيد؟

پاسخ‌: در فقه‌ سياسي‌ اسلام‌ دو مطلب‌ وجود دارد. يكي‌ «استراتژي‌ » و ديگري‌ «تاكتيك‌ » است‌. استراتژي‌ به‌ هيچوجه‌قابل‌ تغيير و تحول‌ نيست‌ و يكي‌ است‌، ولي‌ تاكتيكها بر حسب‌ شرايط‌ زمان‌ و مكان‌ قابل‌ تغييرند. استراتژي‌ ماچيست‌؟ استراژي‌ همة‌ ما تشكيل‌ حكومت‌ اسلامي‌ و اجراي‌ شريعت‌ محمدي‌ (ص‌) است‌. تاكتيكهاي‌ ما راههايي‌است‌ كه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ طراحي‌ شده‌ است‌.
مثلا انقلاب‌ مردمي‌، مقاومت‌ و پايداري‌ سياسي‌، مبارزه‌ مسلحانه‌ و يا شركت‌ در انتخابات‌، از جمله‌ اين‌ تاكتيكها بشمارمي‌روند.

هنگامي‌ كه‌ تاكتيكها معلوم‌ گردد، مسلمانان‌ بر اساس‌ شرايط‌ جامعه‌اي‌ كه‌ در آن‌ بسر مي‌برند، و امكاناتي‌ كه‌ در اختياردارند و نوع‌ مشكلاتي‌ كه‌ در پيش‌رو دارند، تصميم‌ خواهند گرفت‌ كه‌ از كداميك‌ از تاكتيكها استفاده‌ نمايند؟ در اين‌خصوص‌ مي‌توانيم‌ به‌ تاكتيكهايي‌ كه‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص‌) و اهل‌ بيت‌ آن‌ حضرت‌ (ع‌) و خلفاي‌ راشدين‌ از آن‌بهره‌برداري‌ كرده‌اند، استفاده‌ كنيم‌. كتاب‌ « الوثائق‌ النبويه‌ » به‌ قلم‌ محمد حميدالله‌ از جمله‌ آثار ارزشمند در اين‌ زمينه‌محسوب‌ مي‌شود. در همين‌ خصوص‌ آيت‌ الله‌ احمدي‌ كتابي‌ تحت‌ عنوان‌ « مكاتيب‌ الرسول‌ » تأليف‌ نموده‌ است‌. دراين‌ دو كتاب‌ كليه‌ نامه‌هاي‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ موجود مي‌باشد و با بررسي‌ آنها مي‌توان‌ استنباط‌ نمود كه‌ حضرت‌ دربرخورد با مسائل‌ گوناگون‌ از چه‌ تاكتيكهايي‌ استفاده‌ مي‌نموده‌اند.
سيد قطب‌ در تفسير خود « في‌ ظلال‌القرآن‌ » مساله‌ حرام‌ بودن‌ شراب‌ بطور مرحله‌اي‌ و تدريجي‌ را بصورت‌ بسيارزيبايي‌ بيان‌ كرده‌ است‌. اين‌ مراحل‌ بر اساس‌ شرايط‌ مي‌باشد. از توضيحات‌ مذكور اين‌ نتيجه‌ حاصل‌ مي‌گردد كه‌ براي‌تشكيل‌ حكومت‌ اسلامي‌ و اجراي‌ شريعت‌ محمدي‌ نيز مي‌بايست‌ بصورت‌ مرحله‌اي‌ اقدام‌ نمود.

** آيا در حال‌ حاضر گروههايي‌ چون‌ اخوان‌ المسلمين‌ از طريق‌ مرحله‌اي‌ و بتدريج‌ مي‌توانند به‌ اهدافي‌ كه‌ دارند دست‌ يابند و آيا چنين‌ روشي‌عاقلانه‌ مي‌باشد؟

پاسخ‌: من‌ با رهبران‌ قبلي‌ جمعيت‌ اخوان‌ المسلمين‌ از جمله‌ مرحوم‌ شيخ‌ تلمساني‌، مرحوم‌ حامد ابونصر و رهبر فعلي‌آنان‌ شيخ‌ مصطفي‌ مشهور، خيلي‌ صحبت‌ كرده‌ام‌. آنها مي‌گويند: « ما رژيم‌ كنوني‌ و پارلمان‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ رژيم‌ وپارلمان‌ اسلامي‌ قبول‌ نداريم‌.
اما قصد داريم‌ از اين‌ زمينه‌ها براي‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌ اصلي‌ استفاده‌ كنيم‌. اينها امكانات‌ و وسايلي‌ است‌ كه‌ در اختيار ماقرار دارد و ما از آنها جهت‌ تبليغات‌ براي‌ نيل‌ به‌ هدف‌ بلندمدت‌ نهضت‌، بهره‌برداري‌ مي‌كنيم‌. » ولي‌ همانگونه‌ كه‌ملاحظه‌ مي‌نماييم‌ اجازه‌ استفاده‌ از اين‌ امكانات‌ را نيز به‌ آنها نمي‌دهند و هر روز شاهد دستگيري‌ و محاكمه‌ اعضاي‌اين‌ گروه‌ هستيم‌. به‌ همين‌ دليل‌، به‌ كساني‌ كه‌ از شركت‌ مسلمانان‌ و گروههاي‌ مبارز مصري‌، الجزايري‌ و ساير كشورهاي‌اسلامي‌ در انتخابات‌ آزاد انتقاد مي‌كنند و يا حتي‌ آنها را تكفير مي‌نمايند، نصيحت‌ مي‌كنم‌ كه‌ از اين‌ نحو برخورد وموضعگيري‌ خودداري‌ كنند كه‌ روش‌ صحيحي‌ نيست‌ و اشتباه‌ مي‌باشد.

** آيا از صحبتهاي‌ شما مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ همانگونه‌ كه‌ در اجتهاد توجه‌ به‌ دو عامل‌ مهم‌ زمان‌ و مكان‌ اهميت‌ بسزائي‌ دارد در حركتهاي‌اسلامي‌ نيز مي‌بايست‌ به‌ اين‌ دو عامل‌ مهم‌ توجه‌ نمود به‌ عبارت‌ ديگر، شيوه‌ و متد مبارزه‌ حركتهاي‌ اسلامي‌ نيز مي‌بايستي‌ يكي‌ از ابواب‌ اجتهادگردد؟

پاسخ‌: بلي‌، دقيقاً همين‌طور است‌. در فقه‌ سياسي‌ اسلام‌ مساله‌ مذكور اينگونه‌ بيان‌ شده‌ است‌. و اگر باب‌ اجتهاد رامفتوح‌ بدانيم‌، بايد اين‌ موضوع‌ را كه‌ برخي‌ از علماي‌ مسلمان‌ شركت‌ در انتخابات‌ را جايز مي‌دانند، طبيعي‌ قلمدادنماييم‌ و اگر باب‌ اجتهاد را مفتوح‌ ندانيم‌ نيز بايد به‌ اين‌ تشخيص‌ آنان‌ احترام‌ بگذاريم‌. چون‌ اين‌ موضوع‌، اجتهاد بشمارمي‌رود و مجتهد در صورت‌ تشخيص‌ صحيح‌ مساله‌ دو صواب‌ و در صورت‌ عدم‌ تشخيص‌ صحيح‌ موضوع‌ يك‌ صواب‌دارد. بدين‌ جهت‌ اينجانب‌ با موضعگيري‌ جماعت‌ اسلامي‌ در مصر و گروه‌ باصطلاح‌ مسلح‌ اسلامي‌ در الجزاير درخصوص‌ عدم‌ شركت‌ در انتخابات‌ مخالفم‌ و اينگونه‌ موضعگيري‌ را اشتباه‌ مي‌دانم‌.

** شما در صحبتهاي‌ خود به‌ كتاب‌ في‌ ظلال‌ القرآن‌ اشاره‌ كرديد. مرحوم‌ سيد قطب‌ در اين‌ كتاب‌ در تفسير سوره‌ كافرون‌ تاكيد كرده‌ كه‌ در اسلام‌سازش‌ به‌ هيچوجه‌ وجود ندارد و مسلمان‌ و كافر هرگز نمي‌توانند در يك‌ جهت‌ و مسير حركت‌ كنند. با توجه‌ به‌ اين‌ نكته‌، در صورت‌ عدم‌ وجود فشارفيزيكي‌ و تهديد، آيا يك‌ مسلمان‌ مي‌تواند به‌ عنوان‌ « تاكتيك‌ » و يا « تقيه‌ » كلمه‌اي‌ بر زبان‌ جاري‌ كند كه‌ معني‌ قسم‌ مي‌دهد يا خير؟

پاسخ‌: چرا بايد نتواند چنين‌ سخني‌ بر زبان‌ جاري‌ كند. اگر مسلماني‌ براي‌ پيشبرد يك‌ حركت‌ اسلامي‌ احساس‌ كند كه‌ ازچنين‌ تاكتيكي‌ مي‌بايست‌ استفاده‌ كند هيچ‌ عذري‌ براي‌ عدم‌ انجام‌ آن‌ وجود ندارد. چنين‌ وضعيتي‌ از نظر شرعي‌ممكن‌ است‌ مباح‌، ضروري‌ و حتي‌ واجب‌ قلمداد شود. البته‌ « تقيه‌ » به‌ معني‌ « مخفي‌نگهداشتن‌ ايمان‌ » نيست‌. تقيه‌يك‌ نوع‌ تاكتيك‌ براي‌ مبارزه‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌ زماني‌ فرا رسيد كه‌ امام‌ خميني‌ (ره‌) فرمود: « در اين‌ زمان‌ تقيه‌ حرام‌است‌ ». اين‌ فتوا بدين‌ معني‌ بود كه‌ مي‌بايست‌ با حكومت‌ طاغوت‌ و دشمن‌ رو در رو شد. امام‌ قبل‌ از اين‌ فتوا نيز دركتاب‌ « كشف‌ الاسرار » حكومت‌ شاه‌ را يك‌ حكومت‌ طاغوتي‌ معرفي‌ كرده‌ بود وليكن‌ مبارزه‌ علني‌ با رژيم‌ را مدتها بعداز آن‌ اعلام‌ نمود. اين‌ هم‌ يك‌ نوع‌ تاكتيك‌ است‌.
خلاصه‌، باز هم‌ همان‌ سخن‌ گذشته‌ را تكرار مي‌كنم‌ كه‌ هدف‌ اصلي‌ و استراتژيك‌ حركتهاي‌ اسلامي‌ « تشكيل‌ حكومت‌اسلامي‌ و اجراي‌ شريعت‌ محمدي‌ است‌ » اين‌ هدف‌ اساسي‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ قابل‌ تغيير و تفسير نيست‌. و در اين‌ راستاشيوه‌ انقلابي‌، مبارزه‌ مسلحانه‌ يا مبارزه‌ انتخاباتي‌، همه‌ اينها تاكتيك‌ محسوب‌ مي‌گردد و انتخاب‌ هر يك‌ از اين‌ روش‌هابه‌ شرايط‌ هر كشور و دو عامل‌ مهم‌ زمان‌ و مكان‌ بستگي‌ دارد...
دشمنان‌ اسلام‌ در سراسر جهان‌، لائيكها و در راس‌ آنان‌ امپرياليزم‌ و شيطان‌ بزرگ‌ آمريكا اين‌ نوع‌ روابط‌ و نزديكي‌كشورهاي‌ اسلامي‌ را نمي‌خواهند. ولي‌ بايد پرسيد چگونه‌ آمريكا به‌ خود اجازه‌ مي‌دهد كه‌ به‌ حكومت‌ يك‌ كشورمستقل‌ بگويد: « به‌ اين‌ كشور نرو و با آن‌ كشور روابط‌ نداشته‌ باش‌ » !! اين‌ نهايت‌ گستاخي‌ و حماقت‌ يك‌ دولت‌ است‌.بايد به‌ آمريكا گفت‌: « تو كه‌ هستي‌ كه‌ مي‌خواهي‌ ساير كشورها عروسك‌ دست‌ تو باشند! »؟ بهرحال‌: ما از بقدرت‌رسيدن‌ حزب‌ رفاه‌ بسيار راضي‌ هستيم‌ و مشاهده‌ مي‌كنيم‌ كه‌ آقاي‌ اربكان‌ نيز با ملايمت‌ در حال‌ رتق‌ و فتق‌ امور است‌.
بطور اصولي‌ نيز مي‌بايست‌ همين‌ گونه‌ حركت‌ مي‌نمود. در خصوص‌ پايبندي‌ آقاي‌ اربكان‌ به‌ اسلام‌ نيز هيچ‌ شك‌ وشبهه‌اي‌ نداريم‌. و البته‌ توطئه‌ لائيك‌ها و ايادي‌ غرب‌ در تركيه‌ ادامه‌ خواهد يافت‌ ولي‌ ما آرزوي‌ موفقيت‌ حزب‌ رفاه‌ ومردم‌ تركيه‌ را داريم‌.

**در اينجا سوال‌ ديگري‌ به‌ ذهنم‌ رسيد. در يك‌ سيستم‌ طاغوتي‌ با به‌ قدرت‌ رسيدن‌ مسلمانها سيستم‌ از پايه‌ و اساس‌ تغييري‌ نمي‌كند و باز هم‌قوانين‌ طاغوتي‌ اجرا مي‌شود و اعمالي‌ كه‌ خداوند حرام‌ كرده‌ اجرا مي‌شود و دولت‌ از آن‌ حمايت‌ مي‌كند و يا اجازه‌ آنرا نيز صادر مي‌كند. حال‌مسلماناني‌ كه‌ در چنين‌ شرايطي‌ در دستگاههاي‌ دولتي‌ مشغول‌ خدمت‌ هستند آيا در اعمال‌ و رفتار ناشايست‌ و باطل‌ حكومت‌ سهيم‌ نمي‌باشند؟

پاسخ‌: ببينيد، در دوران‌ شاه‌ شخصيتهاي‌ والايي‌ همانند شهيد بهشتي‌ و شهيد باهنر در وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ وقت‌مشغول‌ خدمت‌ بودند و كتابهاي‌ درسي‌ و آموزشي‌ مدارس‌ را تأليف‌ مي‌كردند و دولت‌ هم‌ ميليونها نسخه‌ از اين‌ كتابهاچاپ‌ و منتشر مي‌كرد. ولي‌ شهيد بهشتي‌ هرگز نگفته‌ بود كه‌ رژيم‌ طاغوتي‌ نيست‌. در اينجا مساله‌ مهم‌ اينست‌. اگر يك‌مسلمان‌ در رژيم‌ طاغوتي‌ هم‌ بتواند خدمتي‌ به‌ اسلام‌ و مردم‌ بكند و خدمت‌ به‌ اسلام‌ را به‌ پيش‌ ببرد شايسته‌ تقديراست‌ اما هيچكس‌ حق‌ ندارد كه‌ به‌ ظالم‌ كمك‌ كند و چنين‌ چيزي‌ در اسلام‌ وجود ندارد. البته‌ اگر در راستاي‌ پيشرفت‌اسلام‌ كاري‌ انجام‌ دهند، جائز است‌ و مسلمانان‌ در جرائم‌ حكومت‌ سهيم‌ و شريك‌ محسوب‌ نمي‌شوند.

** آقاي‌ خسروشاهي‌! همانطور كه‌ مي‌دانيد در عصري‌ كه‌ ما زندگي‌ مي‌كنيم‌ واقعيتي‌ به‌ نام‌ « اسلام‌ آمريكايي‌ » وجود دارد و اين‌ نوع‌ خاص‌ ازاسلام‌! در حال‌ سرايت‌ به‌ جوامع‌ اسلامي‌ است‌. در ميان‌ ساير كشورها، عربستان‌ سعودي‌ به‌ عنوان‌ پرچمدار اسلام‌ آمريكايي‌ مطرح‌ مي‌باشد و درحال‌ سازماندهي‌ آنست‌. آيا چنين‌ خطري‌ وجود ندارد كه‌ رژيم‌ سعودي‌ و هم‌پيمانان‌ آن‌ در صدد جذب‌ اعضاي‌ حزب‌ رفاه‌ بسوي‌ اين‌ نوع‌ اسلام‌برآيند؟ به‌ عبارت‌ ديگر آيا اين‌ احتمال‌ را نمي‌دهيد كه‌ اعضاي‌ حزب‌ رفاه‌ به‌ سمت‌ و سوي‌ اسلام‌ آمريكايي‌ متمايل‌ شوند؟ نظر شما در اين‌ خصوص‌چيست‌؟

پاسخ‌: من‌ اينگونه‌ تصور نمي‌كنم‌! بله‌ اسلام‌ آمريكايي‌ يك‌ واقعيت‌ است‌ و وجود دارد و در راس‌ آن‌ نيز رژيم‌ سعودي‌ وهمپيمانان‌ آن‌ رژيم‌ حضور دارند. هدف‌ اين‌ رژيم‌ها درگير نمودن‌ مسلمانان‌ با يكديگر مي‌باشد. اسلام‌ آمريكائي‌ پول‌بسيار زيادي‌ دارد و از اين‌ پول‌ در راه‌ تبليغات‌ استفاده‌ مي‌كند. بعضي‌ از شيوخ‌ الازهر نيز همراه‌ آنان‌ هستند.

** آقاي‌ خسروشاهي‌، قبل‌ از مصاحبه‌ با شما غياباً شما را مي‌شناختم‌ و علاقه‌ وافري‌ به‌ جنابعالي‌ دارم‌. شما به‌ عنوان‌ يك‌ ايراني‌ و عالم‌ شيعه ‌شخصيت‌ متفاوتي‌ هستيد. زماني‌ كه‌ با شما صحبت‌ كردم‌ اين‌ احساس‌ در من‌ ايجاد شد كه‌ با يك‌ نفر از اعضاي‌ اخوان‌ المسلمين‌، جماعت‌ اسلامي‌ و يا يكي‌ از مقامات‌ حزب‌ رفاه‌ دارم‌ مصاحبه‌ مي‌كنم‌! شما از درون‌ حركتهاي‌ اسلامي‌ داريد صحبت‌ مي‌كنيد. مرحوم‌ نواب‌ صفوي‌ نيز چنين‌ شخصيتي‌ بود.او به‌ عنوان‌ يك‌ عضو اخوان‌ شناخته‌ مي‌شد. البته‌ زمان‌ طولاني‌ مي‌بايست‌ صرف‌ شود تا چنين‌ شخصيتهايي‌ پرورش‌ يابند و تعداد آنان‌ انگشت ‌شماراست‌. چرا در بين‌ علماي‌ شيعه‌ تعداد چنين‌ شخصيتهايي‌ بسيار اندك‌ است‌؟ چرا در چنين‌ جامعه‌ بزرگي‌ نواب‌ صفوي‌ها تعداد انگشت ‌شماري‌ هستند؟ با توجه به‌ ضرورت‌ وحدت‌ علما و روحانيون‌ با حركتهاي‌ اسلامي‌، آيا نمي‌بايست‌ تعداد اينگونه‌ افراد در جامعه‌ اسلامي‌ بسيار بيش‌ از آنچه‌ اكنون‌ است‌،باشد؟

پاسخ‌: راه‌ ما راه‌ استادمان‌ نواب‌ صفوي‌ و امام‌ خميني‌ (ره‌) است‌. ما با تمامي‌ گروهها و حركتهاي‌ اسلامي‌ در جهان‌ اسلام ‌مي‌بايست‌ وحدت‌، همفكري‌ و بحث‌ و تبادل ‌نظر و ارتباط‌ داشته‌ باشيم‌. در اين‌ خصوص‌ مطرح ‌نمودن‌ بحث‌ شيعه‌ وسني‌ جائز نخواهد بود. قرآن‌كريم‌ از « مومنين‌ برادر » سخن‌ مي‌گويد. چه‌ كسي‌ مي‌تواند بين‌ مؤمنين‌ تفرقه‌ ايجاد كند؟
من‌ از قديم‌ با اخوان‌ المسلمين‌ و جماعت‌ اسلامي‌ مولانا مودودي‌ روابط‌ داشته‌ام‌ و همچنين‌ با حركت‌ نور به‌ رهبري ‌ملا سعيد نورسي‌... با بسياري‌ از رهبران‌ اخوان‌ ديدار و ملاقات‌ داشته‌ام‌ و به‌ تبادل‌ نظر در خصوص‌ مسائل‌ مختلف‌پرداخته‌ام‌. با مولانا مودودي‌ نيز ملاقات‌ كرده‌ام‌. بعلاوه‌، برخي‌ از كتابهاي‌ مودودي‌، سيد قطب‌، استاد محمد قطب‌ وابوالحسن‌الندوي‌ را به‌ فارسي‌ ترجمه‌ كرده‌ام‌.
بخشي‌ از تفسير في‌ ظلال‌ القرآن‌ سيد قطب‌ را رهبرمان‌ آيت‌الله‌ سيد علي‌ خامنه‌اي‌ به‌ فارسي‌ ترجمه‌ نموده‌ است‌.
من‌ در خصوص‌ حركتهاي‌ اسلامي‌ در جهان‌ معاصر در حدود 15 جلد كتاب‌ تأليف‌ و يا ترجمه‌ كرده‌ام‌ و در تمامي‌ اين‌كتابها موضوعاتي‌ را كه‌ به‌ آنها اشاره‌ كردم‌، با سند و مدرك‌ اثبات‌ نموده‌ام‌.
البته‌ در گذشتة‌ نه‌چندان‌ دور، اين‌ اقدامات‌ از سوي‌ حوزه‌ علميه‌ با حسن‌ نيت‌ نگريسته‌ نمي‌شد. به‌ ما تهمت‌ سني‌گري‌! زدند. بله‌، ما سني‌ هستيم‌ چون‌ از سنت‌ پيامبر (ص‌) تبعيت‌ و پيروي‌ مي‌كنيم‌. و شيعه‌ هستيم‌ چون‌ در فقه‌ از مكتب‌ حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ (ع‌) پيروي‌ مي‌كنيم‌. برادران‌ حنفي‌ مذهب‌ ما نيز پيرو ابوحنيفه‌ هستند كه‌ خود شاگرد امام‌جعفرصادق‌ (ع‌) بود و از سنت‌ او پيروي‌ مي‌نمود. بنابراين‌ همة‌ ما در عمل‌ به‌ سنت‌ و حب‌ّ آل‌ بيت‌ در اساس‌ با يكديگريكي‌ هستيم‌. در حركتهاي‌ اسلامي‌ نيز همينگونه‌ است‌ و مسلمانان‌ چه‌ شيعه‌ و چه‌ سني‌، هيچ‌ فرقي‌ با يكديگر ندارند.
بر من‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ايراني‌ مسلمان‌، حركتهاي‌ اسلامي‌ چه‌ شيعه‌ باشند و چه‌ سني‌، هيچ‌ فرقي‌ ندارند. حال‌ مي‌خواهيدبه‌ اين‌ حركت‌ نام‌ اخوان‌، جماعت‌ اسلامي‌، حماس‌، حزب‌الله‌ و يا حزب‌ رفاه‌ بدهيد، فرقي‌ ندارد و همه‌ بايد متحد باشيم‌.
در اين‌ زمينه‌ شهيد حسن‌البناء سخن‌ بسيار مهمي‌ دارد كه‌ نمي‌بايست‌ هرگز آنرا فراموش‌ كنيم‌. وي‌ مي‌فرمايد: « مامسلمانان‌ ـ چه‌ شيعه‌ و چه‌ سني‌ ـ در مسائل‌ مورد اتفاق‌ بايد متحد شويم‌ و در موضوعات‌ مورد اختلاف‌ نبايد بريكديگر خرده‌ بگيريم‌. »
الحمدالله‌، در حال‌ حاضر، پس‌ از حركت‌ امام‌ خميني‌، اين‌ راه‌ و روش‌ تقويت‌ گرديده‌ و همانگونه‌ كه‌ شما توضيح‌داديد شخصيتهايي‌ همانند نواب‌ در حال‌ افزايش‌ هستند.

**نورالدين‌ شيرين‌: جناب‌ آقاي‌ خسروشاهي‌ از اينكه‌ وقت‌ ارزشمند خود را در اختيار ما قرار داديد و از صحبتهاي‌ گرم‌ وصميمانه‌ شما بسيار متشكرم‌ و توفيق‌ روزافزون‌ شما را از خداوند مسئلت‌ مي‌نمايم‌.

من‌ هم‌ از زحمات‌ شما سپاسگزارم‌.

http://www.khosroshahi.ir

 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت   توسط منتقد  |